شیمیدانان جوان

وبلاگ شیمیدانان جوان دانشگاه پیام نور

شیمی سطح

پدیده‌های سطحی و شیمی سطح در بخشهای مختلف صنعتی و غیر صنعتی از اهمیت فراوانی برخوردار است. برای مثال ، واکنشهای کاتالیزوری روی سطح ، موضوعاتی چون روان‌کننده‌ها ، خوردگی ، چسب‌ها ، پاک‌کننده‌ها ، عملیات استخراج ، شیمی مواد حیاتی و واکنشهای سلولهای الکتروشیمیایی ، همه متاثر از پدیده‌های سطحی هستند.

سطوح مشترک فارسی را می‌توان به انواع زیر تقسیم‌بندی کرد:

جامد- جامد ، جامد- مایع ، جامد- گاز ، مایع- مایع و مایع- گاز.

سطح مشترک مایع- گاز و مایع- مایع

در تشریح و توصیف پدیده‌های سطحی همانند تئوری محلولها ، مسئله اصلی ، بررسی و محاسبه خواص سیستم براساس ساختمان الکترونی و اندرکنشهای بین مولکولی است. این محاسبات در منطقه مربوط به سطح مشترک دو فاز از پیچیدگی بیشتری نسبت به مناطق همگن برخوردار است، چرا که نیروهای وارد شده به مولکولهای سطحی ، نیروهای غیرموازنه و غیر یکنواخت می‌باشند.

کشش سطحی

پدیده‌های سطحی و کشش سطحی بر پایه نیروهای کوتاه برد بین مولکولی توضیح داده می‌شوند. نیروهای کوتاه برد بین مولکولی که بخوبی شناخته شده می‌باشند، همان نیروهایی هستند که باعث بوجود آمدن حالت مایع یک ماده از حالت گاز می‌باشند. مولکولهایی که در توده مایع وجود دارند، به‌طور متوسط تحت تاثیر نیروهای کششی یکسانی در تمام جهات قرار دارند. اما مولکولهایی که در سطح مشترک مایع- گاز وجود دارند، طبیعتا تحت تاثیر نیروهای کششی نامتوازی قرار گرفته‌اند که نتیجه خاص این نیروها ، کشش مولکول به سمت داخل توده مایع است.

بنابراین بسیاری از مولکولها که در سطح مایع وجود دارند، تمایل دارند که سطح را ترک کرده ، به داخل کشیده شوند. به این دلیل ، مایعات تمایل دارند شکلهایی به خود بگیرند که مساحت سطح آنها مینیمم باشد، چرا که در این صورت ، بیشترین تعداد مولکولها در درون توده مایع و کمترین تعداد بر روی سطح قرار می‌گیرند و به همین جهت ، قطرات کوچک به شکل کروی می‌باشند.

شکل هندسی کره به گونه ای است که مقدار نسبت سطح به حجم آن نسبت به اشکال هندسی دیگر حداقل است. البته این امکان وجود دارد که نیروهای دیگر با این شکل ایده‌آل مقابله کنند. مثلا نیروی ثقل موجب می‌شود کره ها در گودالها به‌صورت سطح درآیند. به هر حال ، رسیدن به شکل هندسی خاص به دلیل تملایل مایعات برای دستیابی به کمترین مساحت سطح است.

قابلیت مواد فعال سطحی برای حل کردن مواد دیگر

محلولهای مواد فعال سطحی در بالاتر از c.m.c می‌توانند مواد آلی غیر محلول دیگر را با جا دادن آنها در داخل مسیل‌ها حل کنند. برای مثال ، رنگ نارنجی زایلنون که فقط به مقدار ناچیزی در آب حل می‌شود، در حضور سدیم دودسیل سولفات و در بالاتر از نقطه بحرانی مسیلی شدن آن ، ایجاد قرمز پررنگ می‌کند. به‌طور کلی قرار گرفتن حل شده در موقعیت‌های مختلف مسیل (از سطح مسیل گرفته تا هسته داخلی آن) بستگی به این دارد که اندرکنشهای الکتروستاتیکی و یا هیدروفوبیک در مسیل تشکیل شده، به چه صورتی موازنه شده باشند.

این قابلیت حل کردن مواد ، از اهمیت کاربردی در فرمولی کردن داروها و محصولات دیگری که شامل اجزاء غیرمحلول در آب هستند، برخوردار می‌باشد. همچنین در خاصیت پاک کنندگی ، پلیمریزاسیون امولسیونی و کاتالیزورهای مسیلی در واکنشهای آلی کاربرد دارد.

سطح مشترک جامد- گاز

وقتی که یک گاز یا بخار با یک سطح جامد تمیز برخورد می‌کنند، بعضی از مولکولهای آنها به سطح می‌چسبند تا ایجاد یک لایه جذب شده نمایند. در این صورت ، معمولا به جامد ، ماده جاذب ، به گاز یا بخاری که به سطح می‌چسبند، جذب شونده و به گازی که باقیمانده است، جذب نشده گویند.

ممکن است جذب یک گاز در توده جامد یا بدنه جامد اتفاق افتد (جذب توده) و چون به صورت تجربی نمی‌توان مرزی بین جذب توده و جذب سطحی تعیین کرد، معمولا از عبارت سورپشن sorption برای توصیف کلی پدیده جذبی گاز بوسیله جامد استفاده می‌شود. هر جامدی قادراست مقدار مشخصی از گاز را جذب کند.

پیشرفت در حالت تعادل به دما ، فشار گاز و مساحت سطح موثر جامد بستگی دارد. بنابراین ، بهترین جاذبها آنهایی هستند که دارای خلل و فرج بالایی باشند، مانند ذغال فعال و سیلیکاژل 1000 که دارای مساحت سطحی بالایی بوده و به یک cm2/g نیز می‌رسد. در دمای داده شده ، ارتباط بین مقدار گاز جذب شده در حالت تعادل و فشار گاز را ایزوترم جذب گویند.

پدیده جذب در واقع ، نیروهای جاذبه غیر تعادلی را که در یک سطح وجود دارند، کاهش می‌دهد و به عبارت دیگر ، انرژی آزاد سطحی کاهش می‌یابد. برای سادگی ، ابتدا سطحی را در نظر بگیرید که از شکستن یک کریستال جامد کووالانسی مانند الماس و یا هر فلزی تشکیل شده باشد. در این فرآیند ، پیوندهای کووالانسی بین اتمها شکسته شده ، هر اتم سطحی ، دارای والانسهای آزاد می‌باشد. تعداد و نوع این والانسها به پیوند بین اتمهایی که در بدنه جامد وجود دارند و به زاویه شکسته شدن کریستال بستگی دارد.

یک اتم ، در این سطح جدید مشخصا در یک موقعیت غیر معمول است که در آن ، همسایه‌های اتم به‌طور غیر کامل می‌باشند، یعنی عدد کئوردیناسیون آن ، کوچکتر از اتمهایی است که در بدنه آن جامد وجود دارند.

سطح مشترک جامد- مایع

زاویه تماس و فرآیند تَرکُنندگی

میزان جابجایی یک سیال نسبت به سطح توسط سیال دیگر را فرآیند تَرُکنندگی گویند. بنابراین فرایند ترکنندکی دارای سه فاز می‌باشد که حداقل دوتای از آنها باید سیال باشند. برای مثال ، حالات خاصی که معمولا اتفاق می‌افتد، یک گاز (هوا) بوسیله یک مایع در سطح یک جامد جایگزین می‌شود. یک عامل ترکننده (عامل فعال کننده سطح) ماده ای است که این اثر را سرعت می‌بخشد. به‌طور کلی سه نوع ترکنندگی را می‌توان معرفی کرد:


  1. ترکنندگی گسترشی
  2. ترکنندگی چسبنده
  3. ترکنندگی غوطه‌وری

تصویر

کاتالیزورهای ناهمگن

در مطالعه یک واکنش شیمیایی ، دو موضوع از اهمیت برخوردار است؛ نخست اینکه آیا واکنش انجام می‌شود و اگر چنین است، تا چه حد پیشرفت خواهد کرد؟ معمولا تمام واکنشها قبل از اینکه کامل شوند، متوقف می‌شوند. سوال این است که سیستم در چه موقعیت تعادلی متوقف می‌شود. پاسخ به این سوالات و نظایر آن در حوضه ترمودینامیک شیمیایی است. دومین سوال این است که موقعیت تعادلی به چه سرعتی قابل حصول است و واکنش به چه سرعتی پیش می‌رود؟ پاسخ به این سوالات و سوالهای مربوطه در حیطه کاری سینتیک شیمیایی است.

هرگاه صحبت از کاتالیزور باشد، در حقیقت می‌توان سیستم‌های کاتالیزوری را به دو دسته مجزا تقسیم کرد:


  • وقتی کاتالیزور با واکنش‌دهنده‌ها در یک فاز باشند و هیچ مرز فازی بین آنها وجود نداشته باشد، واکنش کاتالیزوری را همگن یا یکنواخت نامند. این نوع کاتالیزورها ، در حالات زیر اتفاق می‌افتد:
    • در فاز گازی به عنوان مثال وقتی اکسید نیتروژن ، اکسیداسیون دی‌اکسید گوگرد را کاتالیز می‌کند.
    • در فاز مایع وقتی که اسیدها و بازها موتاراتاسیون گلوکز را کاتالیز می‌کنند.
  • وقتی یک مرز فازی ، کاتالیزور را از واکنش‌دهنده‌ها جدا می‌کند، از کاتالیزورشدن هتروژن یا ناهمگن صحبت به میان می‌آید.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:54  توسط هادی طاهری  | 

م.آر.آي

م.آر.آي يا تصويربرداري رزونانس مغناطيسي تكنيك نسبتا جديدي است كه از آغاز دهه 1980 مورد استفاده قرار گرفته است.
در اسكن هاي ام. آر.آي از امواج مغناطيسي و راديويي يا هرگونه پرتو غيراشعه ايكس استفاده مي شود و لذا فرد در معرض اشكال زيانبار پرتو قرار نمي گيرد.



نحوه كار اسكنر ام.آر.اي:
در اين روش بيمار در داخل يك آهن رباي لوله اي شكل بزرگي قرار مي گيرد سپس امواج راديويي 10 هزار تا 30 هزار برابر قوي تر از ميدان مغناطيسي زمين به بدن او ارسال مي شود.
اين امواج اتم هاي بدن را تحت تاثير قرار مي دهد به طوري كه هسته اتم ها در موقعيت متفاوتي قرار مي گيرند.
با بازگشت به حالت اول ; هسته اتم ها امواج راديويي خود را ساطع مي كنند.
اسكنر اين سيگنال ها را دريافت كرده و يك كامپيوتر آنها را به صورت يك عكس درمي آورد. مبناي اين تصاوير محل و قدرت سيگنال هاي ورودي است.
بدن ما عمدتا شامل آب است و آب حاوي اتم هاي هيدروژن است.
به همين دليل هسته اتم هيدروژن اغلب براي ايجاد يك اسكن ام.آر.آي به طريقي كه شرح داده شد به كار مي رود.
اسكن ام.آر.آي چه چيزي را نشان مي دهد؟
با استفاده از اسكنر ام.آر.آي امكان عكس گرفتن از تقريبا همه بافتهاي بدن وجود دارد.
بافتي كه كمترين اتم هاي هيدروژن را دارد (مثل استخوان ها) در تصوير تيره مي شود ، در حالي كه بافت هاي داراي اتم هاي هيدروژن زياد (مانند بافت چربي) روشنتر ديده مي شود.
با تغيير زمان پالس هاي امواج راديويي اين امكان كسب اطلاعاتي درباره بافت هاي مختلف موجود وجود دارد.
همچنين يك اسكن ام.آر.آي قادر است تصاوير واضحي را از بخش هايي از بدن كه به وسيله بافت استخواني احاطه شده اند فراهم سازد بنابراين تكنيك فوق براي بررسي مغز و طناب نخاعي نيز مفيد است.
به دليل آن كه اسكن ام.آر.آي تصاوير بسيار مشروح و مفصلي را ارائه مي دهد ، بهترين تكنيك براي يافتن تومورها (اعم از خوش خيم و بدخيم) در مغز مي باشد.
در صورت وجود تومور از اسكن براي تشخيص گسترش احتمالي آن به بافت هاي اطراف مغز استفاده مي شود.
اين تكنيك به ما امكان مي دهد جزييات ديگر در مغز را نيز بررسي كنيم.
براي مثال مشاهده رشته هاي بافت غيرنرمال كه در صورت ابتلا به ام.اس روي مي دهد را ممكن مي سازد و نيز تغييرات رخ داده در هنگام خونريزي مغزي را نشان مي دهد. همچنين تشخيص اين كه آيا بافت مغز پس از سكته مغزي دچار كمبود اكسيژن شده است را ميسر مي سازد. اسكن ام.آر.آي قادر به نشان دادن قلب و عروق خوني بزرگ در بافت اطراف آن است لذا تشخيص نواقص مادرزادي قلب و تغييرات در ضخامت عضلات اطراف آن پس از يك حمله قلبي را ممكن مي سازد.
تفاوت ام.آر.آي و سي تي اسكن در اين است كه با ام.آر.آي تصويربرداري از تقريبا هر زاويه اي امكان دارد ، در حالي كه به طور افقي عكس مي گيرد.
هيچ اشعه يونيزان (اشعه ايكس) در ايجاد تصوير ام.آر.آي دخالت ندارد. اسكن هاي ام.آر.آي به طور كلي مفصل تر و مشروح تر هستند. تفاوت بين بافت نرمال و غيرنرمال در اسكن ام.آر.آي نسبت به سي تي اسكن واضح تر است.
آيا ام.آر.آي خطرناك است؟
تاكنون هيچ خطر يا اثرات جانبي براي تكنيك ام.آر.آي شناخته نشده است. اين آزمايش دردناك نيست و اصلا احساس نمي شود. از آنجا كه در آن از اشعه استفاده نمي شود بدون مشكل قابل تكرار است.
تنها مورد ذكر شده صدمه احتمالي براي جنين در 12 هفته اول بارداري مادر است لذا در اين مدت ام.آر.آي براي زنان باردار انجام نمي شود.
تنها ناراحتي بيمار از اين است كه در يك محفظه سيلندري شكل قرار مي گيرد و براي افرادي كه دچار تنگناترسي (هراس از جاهاي بسته و تنگ) هستند چندان خوشايند نيست.
همچنين دستگاه ام.آر.آي معمولا صداهاي نسبتا بلند و ناراحت كننده اي را ايجاد مي كند.
در ضمن از آنجا كه بدن در ميدان مغناطيسي قوي قرار مي گيرد ، لازم است از همراه داشتن هرگونه جواهرات ، شيئ فلزي ، پوشيدن لباسهايي با تكمه هاي فلزي اجتناب شود بنابراين در صورتي كه هرگونه شيء فلزي مانند بست هاي جراحي ، سمعك و غيره همراه بيمار است بايد مسوول دستگاه را از آن آگاه سازد
jamejam

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:52  توسط هادی طاهری  | 

شیمی کوانتومی







تصویر

دید کلی

شیمی کوانتومی ، دانش کاربرد مکانیک کوانتومی در مسایل مربوط به شیمی است. اثر شیمی کوانتومی ، در شاخه‌های وابسته به شیمی قابل لمس است. مثلا :


  • علمای شیمی فیزیک ، مکانیک کوانتومی را (به کمک مکانیک آماری) در محاسبات مربوط به خواص ترمودینامیکی (مانند آنتروپی و ظرفیت حرارتی) گازها ، در تفسیر طیفهای مولکولی به منظور تائید تجربه خواص مولکولی (مانند طولها و زوایای پیوندی) ، در محاسبات نظری خواص مولکولی ، برای محاسبه خواص حالات گذار واکنشهای شیمیایی به منظور برآورد ثابتهای سرعت واکنش ، برای فهم نیروهای بین مولکولی و بالاخره برای بررسی ماهیت پیوند در جامدات بکار می‌برند.

  • علمای شیمی آلی از مکانیک کوانتومی ،‌ برای برآورد پایداریهای نسبی مولکولها ، محاسبه خواص واسطه‌های واکنش ، بررسی ساز و کار واکنشهای شیمیایی ، پیش بینی میزان ترکیبات و تحلیل طیفهای NMR استفاده می‌کنند.

  • علمای شیمی تجزیه از مکانیک کوانتومی برای تفسیر شدت و فرکانسهای خطوط طیفی استفاده می‌کنند.

  • علمای شیمی معدنی از نظریه میدان لیگاند که یک روش تقریبی مکانیک کوانتومی است، در توضیح خواص یونهای مرکب فلزات واسطه سود می‌برند.

فرضیه پلانک ، سرآغاز مکانیک کوانتومی

در سال 1900، "ماکس پلانک" ، نظریه‌ای ابداع کرد که با منحنی‌های تجربی تابش جسم سیاه ، مطابقتی عالی از خود ارائه داد. فرض او این بود که اتمهای جسم سیاه ( ماده‌ای که تمام نورهای تابیده به آن را جذب کند ) ، تنها قادرند نورهایی را گسیل سازند که مقادیر انرژی آنها توسط رابطه hv داده می‌شود. در رابطه ، v فرکانس تابش و h ، ثابت تناسب است که به ثابت پلانک معروف است. با قبول مقدار ، منحنی‌هایی بدست می‌آیند که با منحنی‌های تجربی جسم سیاه کاملا مطابقت دارند. کار پلانک سرآغاز مکانیک کوانتومی بود.

به دنبال پلانک ، "انیشتین" نیز مشاهدات مزبور را بر اساس اندیشه تشکیل نور از اجزایی ذره گونه تشریح کرد که آنها را فوتون نامید که انرژی هر یک از آنها برابر است با:

احتمال و مکانیک کوانتومی

موضوع احتمال ، یک نقش اساسی را در مکانیک کوانتومی ایفا می‌کند. در مکانیک کوانتومی ، سروکار ما با احتمالاتی است که با متغیر پیوسته‌ای مانند مختصه x درگیرند. صحبت از احتمال پیدا شدن یک ذره در یک نقطه خاص مانند x = 0.5000 حاوی چندان معنایی نیست، زیرا تعداد نقطه‌ها در روی محور x نامتناهی ، ولی تعداد در اندازه گیریهای ما به هر حال متناهی است و از این رو ، احتمال وصول با دقت به 0.5000 بی‌نهایت کم خواهد بود.

این است که به جای آن از احتمال یافتن ذره در یک فاصله کوتاه از محور x ، واقع بین x+dx , x صحبت می‌شود که در آن dx یک طول بینهایت کوچک است. طبیعتا احتمال فوق متناسب با فاصله کوچک dx بوده و و برای نواحی مختلف محور x متغیر خواهد بود. بنابراین احتمال اینکه ذره در فاصله مابین x و x+dx پیدا شود، مساوی g(x)dx است که در اینجا (g(x بیانگر نحوه تغییرات احتمال روی محور x است. تابع (g(x چون برابر مقدار احتمال در واحد طول است، لذا چگالی احتمال نامیده می‌شود.

چون احتمالات ، اعداد حقیقی و غیر منفی‌اند، لذا (g(x باید یک تابع حقیقی باشد که همه جا غیر منفی است. تابع موج می‌تواند هر مقدار منفی و یا مقادیر مختلط را به خود بگیرد و از این نظر به عنوان یک چگالی احتمال محسوب نمی‌شود. مکانیک کوانتومی به عنوان یک اصل می‌پذیرد که چگالی احتمال برابر است.

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

اندیشه "بوهر" مبنی بر اینکه هر الکترون در اتم ، تنها می‌تواند کمیتهای معین انرژی را دارا باشد، گام مهمی در رشد و تکوین نظریه اتمی بود (مدل اتمی بوهر). نظریه بوهر برای توجیه طیف اتم هیدروژن ، مدلی رضایت بخش ارائه کرد، اما تلاش برای بسط نظریه به منظور تشریح طیف اتمهای دارای بیش از یک الکترون ناموفق بود. دلیل این مشکل به زودی آشکار شد.

در نگرش بوهر ، الکترون به عنوان ذره‌ای باردار متحرک ، در نظر گرفته می‌شود. برای پیش بینی دقیق مسیر یک جسم متحرک ، دانستن مکان و سرعت جسم در هر لحظه معین ضروری است. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (1926) نشان می‌دهد که تعیین دقیق مکان و اندازه حرکت جسمی به کوچکی الکترون ناممکن است. هرچه تلاش کنیم که یکی از این کمیتها را دقیقتر تعیین کنیم، از دقت کمیت دیگر ، نامطمئن‌تر هستیم.

مشاهده اشیا با دریافت انعکاس پرتوهای نوری که برای روشن کردن آنها بکار رفته است، امکان‌پذیر است. برای تعیین موقعیت جسمی به کوچکی یک الکترون ، تابشی با طول موج به غایت کوتاه مورد نیاز است. چنین تابشی ،‌ طبعا فرکانس بسیار بالایی خواهد داشت و بسیار پرانرژی خواهد بود. وقتی این تابش به الکترون برخورد کند، سبب تغییر تندی و جهت حرکت آن می‌شود. از این رو هر گونه تلاش برای تعیین موقعیت الکترون ، اندازه حرکت آن را به شدت تغییر می‌دهد. فوتونهایی که طول موج بلندتر دارند، کم انرژی‌ترند و تاثیر کمتری بر اندازه حرکت الکترون می‌گذارند، ولی به علت بلندی طول موجشان ، نخواهند توانست موقعیت دقیق الکترون را نشان دهند.

از این رو ، این دو نوع عدم قطعیت با هم مرتبطند. به گفته هایزنبرگ ، حاصلضرب عدم قطعیت در مورد یک شیء ، و عدم قطعیت در اندازه حرکت آن ، ، برابر یا بزرگتر از حاصل بخش ثابت پلانک ، h و است:



عدم قطعیت در اندازه گیری ، برای اشیایی به کوچکی الکترون بسیار مهم است، در حالی که برای اشیا با اندازه معمولی بی‌اهمیت است.

تصویر

معادله شرودینگر

اصل عدم قطبیت هایزنبرگ نشان می‌دهد که هر نوع کوشش در راه جامعتر و دقیق کردن مدل بوهر ، بی‌نتیجه است، زیرا تعیین دقیق مسیر الکترون در یک اتم ناممکن است. از سوی دیگر ، "شرودینگر" ، رابطه دوبروی را برای تدوین معادله‌ای بکار برد که الکترون را برحسب خصلت موجی آن توصیف می‌کند.

معادله شرودینگر پایه مکانیک موجی است. معادله برحسب یک تابع موجی برای الکترون نوشته می‌شود. وقتی معادله برای الکترون در اتم هیدروژن حل می‌شود، یک سلسله تابع موجی بدست می‌آید. هر تابع موجی به یک حالت معین انرژی برای الکترون مربوط است و ناحیه‌ای در اطراف هسته را توضیح می‌دهد که در آن ،‌ امکان یافتن الکترون وجود دارد. تابع موجی یک الکترون آنچه را که یک اوربیتال نامیده می‌شود، توضیح می‌دهد.

شدت هر موج ، با مجذور دامنه آن متناسب است. تابع موجی ، ، تابع دامنه است. مقدار برای یک حجم کوچک در هر موقعیتی در فضا ، متناسب با چگالی بار الکترونی در آن حجم است.

می‌توان تصور کرد که بار الکترون به سبب حرکت سریع الکترون به صورت ابر باردار در فضای دور هسته گسترده شده است. این ابر در برخی نواحی غلیظتر از نواحی دیگر است. احتمال یافتن الکترون در هر ناحیه معین متناسب با چگالی ابر الکترونی در آن ناحیه است. این احتمال در ناحیه‌ای که ابر الکترونی غلیظتر است، بیشتر خواهد بود. این تفسیر کوششی برای توصیف مسیر الکترون ، به عمل نمی‌آورند، بلکه فقط پیش بینی می‌کند که احتمال یافتن الکترون در کجا بیشتر است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:51  توسط هادی طاهری  | 

مهندسی شیمی

مهندسی شیمی کاربرد علم، ریاضیات و اقتصاد در فرآیند تبدیل مواد خام به مواد باارزش‌تر یا سودمندتر است.

مهندسی شیمی عمدتاً در طراحی و نگهداری فرآیندهای شیمیایی برای تولید انبوه به کار می‌رود. به این بخش از مهندسی شیمی، مهندسی فرآیند گفته می‌شود. تفاوت شیمی و مهندسی شیمی را می‌توان با یک مثال درباره آب پرتقال بیان کرد! یک شیمیدان با کار در آزمایشگاه، راه‌های مختلفی را برای استخراج آب پرتقال مطالعه و کشف می‌کند. ساده‌ترین راه شناخته شده برای این کار، دو نیم کردن پرتقال و فشردن آن است. راه پیچیده‌تر، کندن پوست پرتقال، خرد کردن آن و جمع‌آوری آب پرتقال است. شرکتی یک مهندس شیمی را استخدام می‌کند تا برایش یک واحد تولید هزاران تن آب پرتقال در سال طراحی کند. مهندس شیمی همه راه‌های موجود تولید آب پرتقال را مطالعه و ارزیابی اقتصادی می‌کند. با آن که آبگیری دستی ساده‌ترین راه است، اما از لحاظ اقتصادی استخدام صدها نفر برای این کار به صرفه نیست. بنابراین روشی ارزان‌تر انتخاب می‌شود. این مثال نشان می‌دهد که ساده‌ترین روش آزمایشگاهی لزوماً اقتصادی‌ترین روش تولید انبوه نیست.

فرآیندهای مجزایی که توسط یک مهنس شیمی به کار گرفته می‌شوند (مانند تقطیر، استخراج و ...)، عملیات واحد نام داشته و شامل واکنش شیمیایی، عملیات انتقال جرم، انتقال حرارت و انتقال اندازه حرکت هستند. این فرآیندها برای سنتز شیمیایی یا جداسازی شیمیایی با هم ترکیب می‌شوند.

سه قانون فیزیکی اساسی در مهندسی شیمی، اصل بقای جرم، اصل بقای انرژی و اصل بقای اندازه حرکت هستند. انتقال ماده و انرژی در یک فرآیند شیمیایی با استفاده از موازنه جرم و انرژی برای کل واحد، عملیات واحد یا بخشی از آن ارزیابی می‌شود. مهندسین شیمی اصول ترمودینامیک، سینتیک واکنش و پدیده‌های انتقال را به کار می‌گیرند.

مهندسی شیمی نوین، گستره‌ای فراتر از مهندسی فرآیند را در بر می‌گیرد. هدف اصلی مهندسی شیمی استفاده از دانش شیمی در خلق مواد و محصولات بهتر برای دنیای امروز است. امروزه مهندسین شیمی علاوه بر فرآیندهای تولید مواد اولیه پایه، بلکه در تو سعه و تولید محصولات باارزش و متنوع شرکت دارند. این محصولات شامل مواد ویژه و کارآمد برای صنایعی همچون هوافضا، خودروسازی، پزشکی، صنایع الکترونیک، کاربردهای محیط زیست و صنایع نظامی است. به عنوان مثال‌هایی از این محصولات می‌توان به الیاف، منسوجات و چسب‌های بسیار قوی، مواد زیست‌سازگار و دارو‌های جدید اشاره کرد. امروزه مهندسی شیمی ارتباطی تنگاتنگ با علوم زیست‌شناسی، مهندسی پزشکی و اغلب شاخه‌های مهندسی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:46  توسط هادی طاهری  | 

لیگاند

لیگاند در شیمی به مولکول و آنیونی گفته می شود که با یک فلز ترکیب کمپلکس دهد. تعداد سابت های فعال در لیگاندها متغیر است. در شیمی معدنی لیگاند دارای چند سایت فعال برای حمله به یک فلز را لیگاند کیلات کننده می نامند. قدرت لیگاندهای مختلف در تشکیل پیوند با فلزات با هم تفاوت دارد. تفاوت قدرت لیگاندها باعث تفاوت در مقدار شکافتگی سطوح انرژی در فلز در اثر حضور لیگاند می شود. این مورد از مباحث نظریه میدان لیگاند است. به دلیل تفاوت مقدار میدان لیگاندها ساختمان ترکیبات کمپلکس از هم متفاوت است. این ترکیبات می توانند ساختاری هشت وجهی یا چهاروجهی داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:43  توسط هادی طاهری  | 

فاز

به قسمتی همگن و مشخص از یک ماده که در آن خواص فیزیکی و ساختار شیمیایی بصورت پیوسته (نه گسسته) تغییر کند، فاز گفته می‌شود.

هر فاز توسط مرزهای حقیقی از فازهای مجاور خودش جدا می‌‌شود که در این مرزها خواص به صورت گسسته تغییر می‌کنند.

لازم نیست که این بخش قابل تمایز ماده یکپارچه (پیوسته) باشد. مثلاً یک مایع پخش شده در داخل یک مایع دیگر نیز یک سیستم دوفازی به وجود می‌آورد.

گازها بطور کامل در یکدیگر حل می‌شوند بنابراین همواره تک‌فاز به حساب می‌آیند.

همگن بودن یک فاز به معنای وجود ترکیب شیمیایی معین و دقیق نیست زیرا تغییر ترکیب (به صورت پیوسته) مثلاً در محلو‌ل‌های مایع یا جامد ویژگی همگن بودن آنها را به هم نمی‌زند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:41  توسط هادی طاهری  | 

آنتالپی

آنتالپی مقدار گرمای سیستم در فشار ثابت است. معمولا تغییرات آنتالپی را در دستگاه های آنالیز مورد سنجش قرار می دهند. در واکنش های گرماگیر این تغییرات مثبت است یعنی آنتالپی سیستم در صورتی که واکنش گرماگیر باشد افزایش خواهد یافت درحالی که تغییرات آنتالپی واکنش های گرمازا منفی است یعنی آنتالپی سیستم هایی که در آنها این نوع از واکنش ها انجام می شوند کاهش می یابد. آنتالپی با انرژی درونی مرتبط است. مقدار کار مربوط به تغییر حجم نمونه ناشی از فشار سیستم تفاوت این دو را موجب می شود. تغییرات آنتالپی را با استفاده از روش کالریمتری سنجشی مقیاسی تعیین می کنند و از آن مقدار ظرفیت حرارتی ویژه نمونه را به دست می آورند.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:37  توسط هادی طاهری  | 

طرزتهیه محلول

طرزتهیه محلول با نرمالیته مشخص :  برای این کارازفرمول  N=10Pd / Eاستفاده می کنیم .

N نرمالیته     P درصدخلوص      d چگالی    E اکی والان گرم                                                                                                                               

   Nنرمالیته :وزن هم ارزدریک لیترمحلول رامی گویند

وزن هم ارز:(همسنگ یا وزن  اکی والان):به مقداری ازهرماده برحسب گرم یا مول که کارایی آن درواکنش های شیمیایی

معادل یک گرم هیدروژن است اکی والان ان ماده گویند

برای معین کردن اکی والان گرم یک ماده می توان ازرابطه E=M /n  استفاده کردکه در ان   جرم مولی ماده است اما مقدار 

n بستگی به نوع واکنش دارد;

الف) درواکنش های خنثی شدن برای اسیدها وبازهامقدار برابرتعدادمولهای H +اسیدویا تعداد مولهای OH -بازاست که ازهر مول

اسیدیا بازدرواکنش شرکت می کنند

ب) برای واکنشهای Redoxمقدار nبه مقدار تغیرعدد اکسایش کاهش یا همان تعداد الکترون مبادله شده بستگی دارد

ج) درمورد نمکها nبرابر حاصل ضرب ظرفیت فلزدرتعداد اتمهای درفرمول تجربی نمک است برای مثال اکی والان های

  FeSO4 برابر2/1طول (76گرم) واکی والان Fe 2 (SO 4)3  برابر6/1مول 6/400است.

مثال:طرزتهیه 250میلی لیتراسیدکلریدیک2نرمال ازیک اسیدغلیظ به مشخصا ت زیررابدست اورید:

P=1.19 درصدخلوص      0.27=d چگالی      E=26.46/1       Mr=26.46 اکی والان گرم

N=10*27*1.19 /26.46=12.08      12.08*V1=2*250èV1=41.4 ml

پس اگر41.4 ml ازاسیدغلیظ فوق را با اب مقطر دریک بالون250 به حجم کلی 250برسا نیم250ml  محلول اسیدکلرید2 نرمال خواهیم داشت.

مثال:طرزتهیه 250میلی لیتراسیدسولفوریک2نرمال ازیک اسیدغلیظ به مشخصا ت زیررابدست اورید:

P=0.98درصدخلوص      1.84=d چگالی      E=98/n       Mr=98اکی والان گرم

مثال:طرز تهیه 500میلی لیتر سدیم ازNaOHوNaCl:

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 7:39  توسط هادی طاهری  | 

گزارشکار آزمایشگاه تجزیه 1

مفاهیم اولیه غلظت

شیمیدانان غلظت موادحل شده درمحلول رابه طریق گوناگون بیان می کنند.

غلظت مولی:تعداد مولهای حل شده در یک لیترازمحلول راگویند.

نرمالیته:تعداد اکیوالان گرمهای موجوددریک لیترازمحلول را گویند.                                                            N=  

پاسخ تمرینات محلول سازی

 

.1C=N×E=1×105.29/2=52.995      xgr=52.995×500/1000=26.49

1.    N=  =10×37×1.19/36.5=12.06     

N1V1=N2V2

N2=0.82

2.    Xgr=

.3X= =39      Y= =19.5     

Nacl            Na                                                       39               1000

58.5            23                                                        Y                 500

X                  2

تیتراسیونهای تشکیل رسوب

تشکیل رسوب را می توان به عنوان اساس تیتراسیون به کار برد مشروط بر اینکه پس از افزایش میزان استو کیومتری از جسم تیتر کننده راهی مناسب برای تعیین مقدار وجود داشته باشد همچنین لازم است که پس از افزایش تیترکننده سیستم سریعا" به حال تعادل برسد اگر چه روش های تیتراسیون رسوبی توسعه ی زیا دی یافته اند ولی تیتراسیون یونهای هالید(کلرید وبرمید) با نقره1+ ازمهمترین انها به شمارمی روند  

اهمیت تیتراسیون ها تشکیل رسوب در اندازه گیری یون های کلرید وبرمید ویون نقره به قدری زیاد است که به تیتراسیون های نقره سنجی نیز معروف است در این تیتراسیون ها نیترات نقره استفاده میشود و در طول زمان تیتراسیون یک رسوب ایجاد می گردد .

استاندارد کردن نقره نیترات

تعیین فاکتور نیترات نقره برای اینکار از سدیم کلرید که تشکیل رسوب سیند می دهد استفاده می شود پتاسیم کرمات به عنوان شنا سا گر که با نقره تشکیل رسوب قرمز اجری می دهد .پایان تیتراسیون

کلسیوم کربنات محلول را در اطراف خنثی بافر می کند چون واکنش باید در محیط خنثی یا قلیایی ضعیف انجام شود .

نرمالیته نیترات نقره N=(0.5/58.44)/17.4×10-3=0.048

                    تعیین یون کلرید به روش مور

نکات روش مور :

روش مور را می توان برای اندازه گیری نقره کلرید ها وبرومید ها به کار برد برای اندازه گیری یدید ها تیوسیانات ها به دلیل پدیده ی جذب مفید نمی باشد روش تیتراسیون همیشه یکسان است .به طوری که همیشه محلول نیترات نقره درون بورت ریخته میشود 

در این روش تیتراسیون باید در محیط خنثی ویا قلیایی ضعیف انجام می شود ودر دمای محیط .

Cl-+Ag+èAgcl   رسوب سفید      قبل ازنقطه اکی والان

بعداز نقطه اکیوالان Ag++cro4-èAgcro4  رسوب قرمزاجری

Mg AgNO3=5×0.048×35.45×10=85.08

 استاندارد کردن پتاسیوم تیوسیانات

قبل از نقطه هم ارزیSCN-+Ag+èAgscN  رسوب سفید رنگ

بعداز نقطه هم ارزیSCN-+Fe3+èFe(SCN)2+  کمپلکس قرمزرنگ

N1V1=N2V2             0.05×10=N2×10.1    N2=0.0495

تعیین یون کلرید به روش ولهارد

مرحله6:اگر حلالیت رسوب هالید نقره کمتر از تیوسیانات نقره باشد مازاد نقره را می توان مستقیما"باپتاسیم تیوسیانات تیتر نمود این مورد در حالتی است که هالیدوبرمید یا یدید باشد صادق است .ولی حلالیت کلرید نقره بیش از نیوسیانات نقره بوده است وباید با صاف کردن ان را جدا نمود تا حین تیتراسیون به تیوسیانات نقره تبدیل نگردد .

برای سرعت عمل می توان به جای صاف کردن رسوب کلرید نقره به محلول نیتروبنزن یا تتراکلریدکربن با نیتروبنزن سبب انقعاد وپوشیده شدن رسوب کلرید نقره گردیده به طوری که از واکنش ان با لایه ابگین محلول درحین تیتراسیون جلوگیری می نماید مازاد نیترات نقره در لایه ابگین باقی مانده وتوسط تیوسیانات نقره استاندارد تیتر میگردد.

مازادواضافیCL-+Ag+èAgcl+Ag+ 

قبل از نقطه اکیوالانAg++SCN-èAgSCN

بعد ازنقطه اکیوالانFe3++SCN-èFe(SCN)2+   کمپلکس قرمزرنگ

Mg  cl-=[(0.05×20)-(0.0495×16.15)]×35.45×10=71.98

نکات روش ولهارد :

در اندازه گیری یدونقره باید معرف یون فریک پس از افزایش نیترات نقره اضافی به محلول انجام شود در غیر این صورت مطابق واکنش اهن فریک مقداری ید در داخل محلول ازاد کرده ومانع انجام واکنش می شود.

یعنی افزایش نیترات برای جلوگیری ازهیدرولیز

یکی از بزرگترین محاسن روش ولهارد انست که می توان ان را جهت اندازه گیری هالید ها در محلول هایی که نسبتا"اسیدی قوی هستند به کار برد در حالی که در روش مور در این زمینه محدودیت وجود دارد.

گراوی متری:

تجزیه وزنی بر مبنای اندازه گیری وزن یک ماده با ترکیب معلوم که ارتباط شیمیایی با ماده مورد تجزیه وارد استوار است وممکن است به روش های زیر صورت گیرد :

1-طریقه رسوب دادن:توسط اضافه کردن یک معرف جزءمورد نظر را از بقیه اجزابه صورت رسوبی که ترکیب شیمیایی ان معلوم است جدا می کنند

2-روش های تبخیری:اجسامی که دارای اجزای فراری چون H2O,CO2

هستند حرارت داده وگاز حاصله داده را به وسیله جاذب جذب می کنند .

3-روش الکترولیتیک:توسط عبور دادن جریان الکتریکی در کاتدرسوب داده

معرفهای رسوب دهنده الی رابه دو دسته تقسیم می کنند

1-      رسوباتی نظیر رسوبات معدنی تشکیل می دهند یعنی نوع اتصال الکترووالانس است مانندیون اکسالات 2- عوامل کی لیت سازکه اتصال کئوردینانس بایون مورد نظر ایجادمی کنندنظیردی متیل گلی اکسیم.

تعیین نیکل در فولاد

اساس این روش واکنش ملح نیکل با محلولDMGدرمحیط امونیاکی وتشکیل رسوب قرمزNi(DMG)2می باشد این رسوب در اسیدهای قوی حل می شود بنابراین در محیط های اسیدی کاملا رسوب نمی کند

رسوب قرمزرنگNi2++2DMG=>Ni(DMG)2

x=

X=0.1057×0.2032=0.0214èmg Ni2+=0.0492

تیتراسیون های اسید باز:

یا تیتراسیون های خنثی شدن واکنش بین یک اسید باز اتفاق می افتد.قدرت یک اسید باز به درجه تفکیک ان بستگی دارد اسیدوباز های قوی رامی توان صددرصد تفکیک پذیر دانست.در صورتی که اسیدوبازضعیف به طورناقص تفکیک می شوند.

تیتراسیونهای اسیدهاوبازهای معدنی والی همند منتهی در اسیدوبازهای الی غالبا"به جای حلال ابگین از حلالهای غیر ابگین استفاده میشود.

استاندارد کردن سود

برای این کاراز پتاسیم هیدروژن فتالات که یک اسیدضعیف است استفاده می شود. یا بنزوئیک اسید(C6H5cooH)واگرالیک اسیدH2C2O4,2H2O))را می توان نام برد

NNaOH=

اندازه گیری اسید فسفریک

بااستفاده ازسوداستاندارد نقطه اکی والان اول ودوم ان بدست می اوریم

H3PO3+NaOHèNaH2PO4+H2O      H3PO4+2NaOHèNa2HPO4+2H2O

mg H3PO4=10.9×0.096×98×5=512.736  mg H3PO4=22.2×0.5×0.096×98×5=522.144

اندازه گیری اسیدبوریک

اسیدی ضعیف است مستقیما باسود تیتر نمی شودبنابرین ازگلیسرین که الکلی سه ارزشی اشباع است به عنوان قوی کننده اسید استفاده می شود

mg H3BO3=8×0.096×62×4=190.464

استانداردکردن اسیدکلریدریک

برای اینکارازسدیم کربنات یا بوراکس که جرم مولکولی بالاوقابل بازیافت وجاذب اب نیست.

                                                                                                                            =0.0941 NHCL=

اندازه گیری مخلوط کربنات وبی کربنات

اگرمحلول سدیم کربنات از ابتدا در حضور معرف متیل اورانژتیتر شود مطابق معادله ی زیر دو مول HCIبه ازای یک مول Na2CO3مصرف می گردد.

ولی درحضور معرف متول فتالین مقدارHCIمصرف شده نصف مقدار قبلی خواهد بود.

بنابراین می توان گفت که در حضور متل فتالین فقط نصف سدیم کربنات تیتر می شود

Mg co32-=10.2×0.0941×0.5×60×5=143.973      mg HCO3-=(15-10.2)×0.0941×.5×60×5=67.752

منحنی تیتراسیون اسیدکربنیک توسط محلول سودعکس نمودارسنجش سدیم کربنات توسط HCLرانشان می دهد.

تیتراسیونهای اکسیدواحیا

براساس انتقال الکترون استوارند اگرگونه ای الکترون بگیردکاهش یافته وازدست بدهداکسایش یافته است.این واکنشها بازگشتی بوده ودر شیمی تجزیه حائزاهمیتند

استانداردکردن پرمنگنات پتاسیم

خود پرمنگنات به عنوان شناساگر عمل می کند.این واکنش کند است برای افزایش سرعت حرارت می دهیم که باعث خروجCO2میشودوطبق اصل لوشاتلیه واکنش به سمت راست جابهجا میشود.

2Kmno4+5H2C2O4+3H2SO4è2Mnso4+K2SO4+10CO2+8H2O

N Kmno4=

منگانومتری

به تیتراسیونهایی که از پرمنگنات پتاسیم به عنوان تیترانت استفاده می شود منگانومتری می گویند

mg Ca2+=11×0.097×126.07×4=538.06

 

استاندارد کردن محلول تیوسولفات وتعیین مس به روش یدومتری غیر مستقیم

نشاسته که کمپلکسی ابی با یون تری یدید تشکیل می دهدبه عنوان شناساگر دراواسط تیتراسیون اضافه می شودزیرا در اوایل تعدادی ازمولکولهای نشاسته به وسیله ی ید تجزیه می شود.

2cu2++4I-è2CUI+I2    N Na2S2O3=

KIO3+5KI+6HCL èI2+6HCL+3H2O


تعیین مس در برنج

الیاژی ازمس وروی است                                                                                                               mgcu=9.5×0.011×128.93×4=53.89

تیتراسیون های تشکیل کمپلکس

بسیاری از یونهای فلزی باگروههایی که دارای زوج الکترون هستند ترکیبات کئوردیناسیون یا یونهای کمپلکس به وجود می اورند.

اتیلن دی امین تترااستیک اسید (EDTA)یک لگاند شش دندانه

کمپلکسهایی که در انها لیگاندهای چند دندانه اطراف یون فلز را گرفته باشند اصطلاحا" کمپلکسهای کی لیت خوانده میشوند.

N1V1=N2V2è0.01×2×10=M2×2×10.2èM2=0.0098

اندازه گیری سختی اب

سختی اب ناشی از املاح کلسیم و منیزیم موجوددر ان می باشد

سختی موقت :ناشی ازکربناتها وبی کربناتهای ca,mgمی باشدکه با جوشانیدن ازبین می رود.

سختی دائم :غیراز کربنات وبی کربنات   کلسیم ومنیزیم میباشد که با جوشا نیدن از بین نمی رودوبرای برطرف کردن کر بنات سدیم می افزاییم.

Ca2++Na2co3èCaCO3+2Na+       Mg2++Na2co3èMgCO3+2Na+

PPM CaCO3=18.5×0.01×100×20=370

 

 

 

 

 

تعیین کلسیم در حضور منیزیم

دی اتیل امین پی اچ محیط رادرحدود12نگه می دارد که در پی اچ بالا کمپلکس منیزیم تشکیل نمی شود. بنابراین فقط کلسیم تیتر می شود. کلسیم ومنیزیم را می توان به راحتی درصورتی که جدا از هم باشند درحضور معرف اریوکروم بلاک تی به طورمستقیم با محلول ادتا استاندارد اندازه گیری کرد.

PPM CaCO3=10.5×0.01×100×20=210

اندازه گیری سرب با ادتا

با استفاده از تیتراسیون برگشتی تشکیل کمپلکس اندازه گیری می شود.

Mg Pb2+=[(20×0.01)-(14.5×0.01)]×207.19×4=45.5818

تعیین اهن با پتاسیم دی کرومات

مزیت تعیین اهن با دی کرومات در این است که در این روش یون کلرید موجود درمحلول ایجاد اشکال نمی نماید.

علت افزایش کلرید قلع کاهش یون فریک میباشد                                                Fe3++Sn2+èFe2++Sn4+

  علت افزایش کلرید جیوه واکنش با کلرید قلع اضافی است      Hg2++Sn2+èHg++Sn4+

mg Fe2+=11×

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:9  توسط هادی طاهری  | 

ذرات بنيادی 2

ذرات بنيادی ۲

 

للحق

 

     سلام

 

 این دفعه قصد دارم به  طبقه بندی ذرات بنیادی بپردازم.

      

                         بر هم کنش یا نیرو!؟!

 

در فیزیک کوانتومی مفهوم برهم کنش(Interaction) معادل مفهوم نیرو در فیزیک نیو تونی می باشد. برهم کنش سبب می شود که انرژی، اندازه حرکت یا نوع ذرات خواه به تنهایی و خود به خود و خواه زمانی که تعدادی از آنها با هم اند تغییر کند. با تحلیل این برهم کنش ها محققین امر به سه دسته عام از آنها دست یافته اند که عبارتند از: قوی، الکترومغناطیس و ضعیف.

معیار شدت یک کنش از روی مدت زمان واپاشی یک ذره به ذرات دیگر محاسبه می شود. بدیهی است که هر چه زمان واپاشی کمتر باشد کنش قوی تر خواهد بود.

برهم کنش های قوی در حدود 100 مرتبه بزرگتر از برهم کنش های الکترومغناطیس و 1013 مرتبه بزرگتر از برهم کنش های ضعیف می باشند.

برهم کنش های الکترومغناطیس که با جذب و گسیل فوتون ها همراه اند و میان همه ذراتی که بار الکتریکی دارند مشترک می باشند.همچنین شواهدی بر وجود برهم کنش های ضعیف میان همه ذرات به جز فوتون ها به دست آمده است.لپتون ها و فوتون ها بر خلاف دیگر ذرات در برهم کنش های قوی شرکت نمی کنند.

 

                             طبقه بندی ذرات بنیادی

 

با گذر زمان، هرچه میزان ذرات کشف شده بیشتر شد، خواص و روابط بین آنها مشهود تر شد. به این ترتیب فیزیکدانان توانستند ذرات با خواص مشترک را طبقه بندی کنند.در ادامه به تشریح بخشی از این طبقه بندی می پردازم.

 

ذره ها و پادذره ها

تقارن میان ذره و پاد ذره جزء اولین کشف هایی بود که به کمک میکانیک کوانتومی توجیه شد. در سال 1931 فیزیکدانان دریافتند که برای هر ذره باردار می توان ذره دیگری با همان جرم و اسپین  ولی با بار مخالف را در نظر گرفت.به این ذره جدید پاد ذره می گویند.به طور کلی ذره و پاد ذره را می توان جلوه های متفاوت یک ساختار واحد به حساب آورد.ذرات بی بار نظیر فوتون ها از پاد ذرات اشان قابل تمییز نیستند.

       

                                          وقتی ماده و پادماده با هم برخورد می کنند انرژی حاصل می شود!

بوزون ها و فرمیون ها

وقتی که تعداد زیادی از یک نوع ذره کنار هم می آیند طبقه بندی جدیدی مبتنی بر رفتار ذرات مد نظر قرار می گیرد که به اين طبقه بندی آمارذره می گویند.

در توضیح بیشتر باید گفت که همه ذراتی که یکسان هستند مانند الکترون ها از یکدیگر غیر قابل تمییز اند.وقتی که تعداد زیادی از این ذرات کنار هم باشند، دو حالت ممکن است رخ بدهد:

اول این که همه  ذرات مقادیر واحدی برای کمیاتی نظیر اندازه حرکت انتخاب کنند، و حالت دوم این که هیچ دو ذره ای را با اسپین یکسان نتوان یافت.

خب! طبق تعریف دسته اول را بوزون ها(Bosons) و دسته دوم را فرمیون ها(Fermions) می نامند.

فوتون ها و مزون های پی نمونه هایی از دسته اول و الکترون و پروتون نمونه هایی از دسته دوم می باشند.

 

فر میون ها: فرمیون های شناخته شده به دو دسته لپتون و باریون با خواص کاملا متفاوت تقسیم می شوند.

   

لپتون ها

این لغت در زبان یونانی به معنی سبک می باشد.ذرات این گروه عبارتند از: الکترون(e موئون(m تائو(t)، نوترینو های الکترون، موئون، تائو و پادذره های هر یک از این ذرات.بار الکتریکی e,m,t با هم برابر میباشد در صورتی که نوترینو ها بی بارند.لپتون ها جرم کم و اسپین برابر دارند.

                                      لپتون ها و نوترینو های آنها

لپتون ها از نظر برهم کنشی با همه ذرات به جز فوتون ها متفاوت اند، و از برهم کنش های قوی متاثر نمی شوند که شاید به علت جرم کم آنها می باشد.

الکترون و موئون صرف نظر از اختلاف جرم اشان در همه فرآیند های الکترو دینامیکی و ضعیف یکسان عمل می کنند.فهم علت تفاوت جرم دو ذره نظیر الکترون و موئون که شباهت های بسیاری به یکدیگر دارند تبدیل به یک معمای بزرگ شده است!؟!

اما نوترینو ها که ذراتی بدون جرم اند و بار الکتریکی هم ندارند و در نتیجه فقط از برهم کنش های ضعیف  متاثر می شوند. به همین دلیل مطالعه آنها دشوار می باشد.این ذرات معمولا بدون هیچ برهم کنشی از آشکارسازها می گذرند.هم اینک سه نوع نوترینو کشف شده است که هر یک متعلق به یکی از ذرات الکترون، موئونو تائو می باشند.

لپتون ها دارای خاصیت بار مانندی هستند که عدد لپتونی نامیده می شود.این عدد برای الکترونو نوترینوی آن 1+ و برای پوزیترون و پاد نوترینوی آن 1-  و برای دیگر ذرات صفر می باشد که به آن عدد الکترونی می گویند. عدد موئونی و تائویی نیز مشابها تعریف می گردند.

لپتون ها قابلیت واپاشی دارند و واپاشی هایی مجاز می باشند که در طی آن عدد لپتونی در دو طرف معادله یکسان باشد. این قاعده را قانون بقای لپتونی می نامند.به مثال زیر توجه کنید!

                                قانون بقای لپتونی بر قراره!

 

        خب برای این دفعه دیگه بسه! اما یه خبر مهم !!!

                            

 

 

نوشته شده توسط:

پیامها (6پیام)

 
 

پنجشنبه، 9 بهمن، 1382 ساعت <#time#>:

ذرات بنيادی۱

 

للحق

 

     سلام

 

سادگی ودر عین حال انتزاعی بودن مفاهیم جدید و پیش بینی های تجربی مشخصی که از این مفاهیم انتزاعی نتیجه می شود باعث حیرت و تعجب ما و قبل از ما دانشمندان شده است.

پروفسور عبدالسلام برنده جایزه نوبل فیزیک در سال 1979 این تعجب را ناشی از عمق و ژرفایی می داند که از تحقیق در لایه های واقعیت، یکی پس از دیگری حاصل می آیند.

رابرت اوپنهایمر، کسی که در ساخت بمب اتم نقش به سزایی ایفا نمود معتقد است:"فیزیک بیش از این ها تغییر خواهد کرد...اگر اکنون تندرو و نا آشناست به گمان من در آینده تندرو تر و نا مانوس تر از آن چه امروزه است خواهد بودو از این رهگذر است که بینش های تازه ای را برای اندیشه جستجوگربشر به ارمغان خواهد آورد."

و اکنون با مشاهده تلاش ها و تحقیقاتی که دانشمندان انجام می دهند این موضوع روشن تر است که علم با پیشرفت خود دروازه های شگفتی تازه ای را در فرا روی بشر باز می کند و ذهن کنجنکاو ما در همه اعصار می تواند جستجوگر حقایق باشد.

                                   مرد متفکر

دفعه قبل گفتم که می خوام در مورد ذرات بنیادی صحبت کنم.

دوران پژوهش بر  ذرات بنیادی را به سه بخش می توان تقسیم نمود:

1-     از سال 1897 که ج.ج.تامسون الکترون را کشف کرد و نسبت بار به جرم آن را اندازه گیری نمود، این پروژه آغاز گردید.تا سال 1932 ذرات دیگری نیز کشف شد که از جمله آنها پروتون  که  رادرفورد و نوترون را که سر جیمز چادویک کشف کردند، می توان نام برد.

  • در این دوره اثر فوتو الکتریک و اثر کامپتون(Compton) نیز کشف شدند.این اثرات نشان دادند که نور مرکب از ذراتی به نام فوتون می باشد .

2-     دوره دوم از سال 1932 تا 1960 طول کشید.در این دوره ذراتی کشف شدند که در ماده معمولی وجود نداشتند و اندک زمانی بعد از به وجود آمدن متلاشی می شدند(خود به خود به ذرات دیگری تبدیل می شدند)، این ذزات عمری بین 10-6 تا 10-16 ثانیه داشتند و این زمان آن قدر دراز هست که ذرات بتوانند از مسیری عبور کنند و از خود ردی به جای گذارند و تشخیص داده شوند.برخی از این ذرات عبارتند از: موئون ها، مزون های p، مزون های K، هیپرون هایL، هیپرونهایS و هیپرون هایx(بعدا در مورد این ذزات خواهم نوشت).پوزیترون و پادپروتون نیز در همین دوره کشف شدند.

  • اگرچه برخی از ذراتی که در این دوره کشف شدند قبلا توسط دانشمندان پیش بینی شده بودند ولی اغلب ذرات کشف شده غیر منتظره بودند و دانشمندان را به این اندیشه واداشت که ذرات بنیادی دستگاه های پیچیده ای هستند.در این دوره حدود 30 ذره شناسایی شد.

                                                               ببخشید!ذره بنیادی شمائید؟

3-     از سال 1960 تا کنون تعداد ذرات شناخته شده به سرعت افزایش یافته است.بیش ترین ذراتی که در این دوره شناخته شده اند رزونانسی هستند و در مدت زمان کوتاهی در حدود 10-19 ثانیه به ذرات دیگر تلاشی پیدا می کنند. به همین دلیل آشکار ساختن آنها کار دشواری است و به روش های دیگری استنباط می شوند.

  • مثلا یکی از این روش ها این است که اگر در طی آزمایشات  ذراتی به وجود آیند که به عنوان فراورده های تلاشی یک ذره جدید بتوان توصیف اشان کرد، آنگاه مدرکی بر وجود ذره ای جدید با طول عمری بسیار کوتاه به شمار می آیند. به این شیوه و به کمک شتابگر های پر انرژی چند صد ذره تا کنون کشف شده است.

خواص ذرات

ذرات در اشکال مختلفی وجود دارند، برخی از خواص آنها با تغییر زمان تغییر می کند. به همین جهت تعیین خواصی از ذرات بنیادی که ثابت باقی می مانند بسیار حائز اهمیت و مد نظر است.

از جمله این خواص ثابت می توان به جرم سکون، اسپین(اندازه حرکت زاویه ای) و بار الکتریکی اشاره نمود.بنابراین یک ذره چیزی است که دارای جرم، اسپین و بار الکتریکی معینی باشد.

در زیر جدولی از برخی ذرات پایدار و نیمه پایدار ارائه می شود.

 

نام گروه

 

نام ذره

جرم

اسپین

بار الکتریکی

لپتون

 

نوترینوی الکترون

0

-

خنثی

الکترون

1

1/2

منفی

نوترینوی موئون

0

1/2

خنثی

موئون

206/77

1/2

منفی

مزون

پیون

273/1

0

مثبت

مزون پی

273/1

0

منفی

کائون

966/4

0

مثبت

مزون k

974/3

0

خنثی

باریون

نوکلئون

پروتون

1836/10

1/2

مثبت

نوترون

1838/63

1/2

خنثی

لاندا (L)

2183/1

1/2

خنثی

سیگما (S)

2327/7

1/2

مثبت

کیسی (x)

2585/5

1/2

منفی

امگا (W)

3276/0

3/2

منفی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:1  توسط هادی طاهری  | 

ذرات بنیادی 1

قبل از اینکه مطالب این دفعه رو بنویسم ، لازمه که به خاطر دیر شدن به روز رسانی اتمی از شما خواننده گرامی عذر خواهی کنم.خب درگیری های کاریم طی هفته گذشته خیلی زیاد شد ولی خب به هر حال تمام شد و فرصت کوتاهی دست داد تا بخش پایانی مقاله ذرات بنیادی رو که از دایرة المعارف امریکانا (1978) به قلم جرالد فاینبرگ جمع آوری کرده بودم، ارائه کنم. در نهایت امیدوارم علاقه مندان به این گونه مباحث از ارائه من خوششون اومده باشه و با پیگیری های خود بتوانند بیشتر با این دنیای اسرار آمیز آشنا شوند.

در ادامه بحث طبقه بندی ذرات بنیادی به موارد ذیل می پردازیم:

 

باریون ها: این لغت به معنی سنگین( یونانی) می باشد.باریون ها ذراتی هستند با جرم برابر یا بیشتر از نوکلئون ها( پروتون و نوترون) که بار الکتریکی آنها می تواند 0، 1± و 2±(بر حسب بار الکترون) باشد.همچنین اسپین 2/1، 2/3،3/5 و ... می توانند داشته باشند.

این ذرات نیز دارای خاصیت بار مانندی به نام عدد باریونی می باشند که مانند بار الکتریکی جبری است. پایداری پروتون که سبک ترین باریون است در اثر پایداری عدد باریونی است.

از دیگر مشخصه های باریونی بر هم کنش های قوی است که موجب می شوند باریون ها به سرعت به یکدیگر تبدیل شوند و مبادله اندازه حرکت بین آنها انجام گیرد.

 

بوزون ها: به دو دسته مزون ها و فوتون ها تقسیم می شوند.

مزون ها: ذراتی هستند که جرمشان در محدوده جرم مزون پی که کمی سنگین تر از جرم لپتون ها است، تا جرم هایی نزدیک به باریون ها می باشند. اسپین این ذرات 3،2،1،0 و بار الکتریکی 0، 1± دارند. مزون ها به دلیل نداشتن بار مزونی پایدار نیستند.

مزون ها به بر هم کنش های قوی، ضعیف و الکترومغناطیس پاسخ مثبت می دهند. مون ها با باریون ها برهم کنش قوی دارند که نتیجه آن انسجام هسته است.

 

فوتون ها: وضعیت این ذره که ناقل برهم کنش الکترو مغناطیس ما بین ذرات باردار می باشد با ذرات دیگر فرق می کند. جرم صفر و اسپین 1 دارد. رابطه فوتون با دیگر ذرات با توجه به شناخت و درک خوبی که از فوتون وجود دارد، هنوز پوشیده است.

 

چند تایی ها: خاصیت مهم دیگری که بین باریون ها و مزون ها به صورت مشترک وجود دارد چند تایی ها هستند. مثلا نوترون و پروتون یک اسپین و تقریبا یک جرم دارند و برهم کنش های قوی در آنها مشابه است. تفاوت آنها فقط در بار الکتریکی است. مشابها می توان دسته های دیگری از باریون ها و مزون ها را یافت که شباهت هایی به یکدیگر دارند. چند تایی هایی که تفاوت آنها در بار الکتریکی باشد را ایزواسپین می نامند.

 

   نظریات مربوط به ذرات بنیادی

در خصوص ذرات بنیادی نظریه هایی وجود دارد که دو هدف عمده را دنبال می کند:

1-   تعیین آنکه کدام ذرات وجود دارند.

2-  توضیح خواص این ذرات.

اگر بگوییم که نظریات ذرات بنیادی در توضیح خواص این ذرات مؤفقیت نسبی را داشته اند پر بی راه نگفته ایم.با این حال کاملا واضح است که هنوز همه اصول فیزیکی لازم برای نظریه ذرات بنیادی شناخته نشده باشند.

پر معنی ترین سؤالی که در خصوص ذرات بنیادی وجود دارد اینه که آیا با کشف آنها ساده ترین هستی هایی که مواد را می سازند یافت می شوند یا آنکه هنوز می توان ذرات بنیادی تری را در طبیعت یافت که آنچه ما کشف کرده ایم فقط تجلیاتی از آنها بوده است؟!.

با توجه به تعدد ذرات شناخته شده و اصول و قوانین بقاء مرموزی که بر آنها ناظرند می توان انتظار هستی های بنیادی تری را نیز داشت که فیزیک ذرات بنیادی در تلاش برای دستیابی به آن می باشد.

 

  فنون ها و روش ها

هدف از این فنون در در بررسی ذرات بنیادی، ایجاد کردن و شتاب دادن به ذرات، ردیابی و تجزیه و تحلیل آنهاست. بیشتر این ذرات باید به طرق مصنوعی تهیه شوند چراکه به صورت طبیعی یافت نمی شوند.در همین راستا به بررسی دو نمونه شتابگر و یک نمونه ساده آشکارساز می پردازم.

دو نوع شتابگر ذرات باردار که مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از:

1-   سنکروترون(Synchrotron)

2-   شتابگر خطی(Linear accelerator)

در سنکروترون ذرات در مدار های دایره ای شکل در یک لوله دایره ای حرکت می کنند.حرکت دایره ای آنها توسط میدان مغناطیسی که عمود بر صفحه لوله وارد می شود، تداوم می یابد. در فواصل زمانی خاص در طول مسیر سرعت ذرات توسط اعمال میدان الکتریکی افزایش می یابد.برای حفظ مسیر قبلی ذرات، میدان مغناطیسی افزایش می یابد.

 

                                         سنکروترون

اما در شتابگر های خطی وضعیت به گونه ای دیگر است. این شتابگر ها که بیشتر برای شتاب دادن به الکترون ها مورد استفاده قرار می گیرند به این ترتیب عمل می کنند که: ذرات در یک لوله مستقیم که به طور متناوب تحت تاثیر میدان الکتریکی قرار گرفته و شتاب می گیرند.

شتابگر  خطی نسبت به سنکروترون تعداد ذرات بیشتری را می تواند شتاب دهد.

                                             شتابگر خطی

 

 آشکار ساز ها

پس از شتاب دادن به ذرات، آنها را در مسیر ماده دیگری قرار می دهند تا بر هم کنشی انجام گیرد و محصولات این برهم کنش بررسی می شود.ذرات حاصله ممکن است به سرعت آشکار شوند. یکی از ساده ترین ابزار ردیابی ذرات، اطاقک حباب می باشد که اساس آن عبارت است از : ظرفی پر از مایع بسیار گرمادیده (با تاخیر زمانی در نقطه جوش) و فشار بالا. در لحظه ورود ذرات به اطاقک فشار را کاهش می دهند. به این ترتیب مایع شروع به جوشیدن می کند و جو شش از نقاطی شروع می شود که ذره باردار با عبور از آن نقاط آنجا را گرم تر کرده است.این جوشیدن حباب هایی را در مسیر حرکت ذره به وجود می آورد که قبل عکس برداری می باشد.از مایعاتی که در این اطاقک ها مورداستفاده قرار می گیرند می توان هیدروژن، هلیوم و یا مایعات سنگینی چون گزنون را نام برد.

 

                                        هه هه!! من انرژی زیادی دارم!!

 نکته حائز اهمیت این است که هسته اتم های مایع خود به عنوان نقطه هدف برای ذرات ورودی شناخته می شوند و بر هم کنش در همین اطاقک ها انجام گرفته و تحلیل می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:0  توسط هادی طاهری  | 

تنظيم بترتيب ساختار کريستالي

 

تنظيم بترتيب ساختار کريستالي


مکعب


Name Sym #
فلوئور F 9
اکسيژن O 8

مکعبي مرکز پر


Name Sym #
باريم Ba 56
سزيم Cs 55
کروم Cr 24
اورپيم Eu 63
فرانسيم Fr 87
آهن Fe 26
ليتيم Li 3
منگنز Mn 25
موليبدن Mo 42
نيوبيم Nb 41
پتاسيم K 19
راديم Ra 88
روبيديم Rb 37
سديم Na 11
تانتال Ta 73
تنگستن W 74
واناديم V 23

مکعبي با وجوه مرکز پر


Name Sym #
اکتينيم Ac 89
آلومينيم Al 13
آرگون Ar 18
کلسيم Ca 20
سريم Ce 58
مس Cu 29
اينشتينيم Es 99
ژرمانيم Ge 32
طلا Au 79
ايريديم Ir 77
کريپتون Kr 36
سرب Pb 82
نئون Ne 10
نيکل Ni 28
پالاديم Pd 46
پلاتين Pt 78
رادون Rn 86
روديم Rh 45
سيليسيم Si 14
نقره Ag 47
استرانسيم Sr 38
توريم Th 90
زنون Xe 54
ايتربيم Yb 70

هگزاگونال


Name Sym #
امريسيم Am 95
برکليم Bk 97
بريليم Be 4
کادميم Cd 48
کاليفورنيم Cf 98
کربن C 6
کبالت Co 27
کوريم Cm 96
ديسپروسيم Dy 66
اربيم Er 68
گادولينيم Gd 64
هافنيم Hf 72
هليم He 2
هولميم Ho 67
هيدروژن H 1
لانتان La 57
لوتسيم Lu 71
منيزيم Mg 12
نئوديميم Nd 60
نيتروژن N 7
اسميم Os 76
پرازئوديميم Pr 59
پرومتيم Pm 61
رنيم Re 75
روتنيم Ru 44
اسکانديم Sc 21
سلنيم Se 34
تکنسيم Tc 43
تلوريم Te 52
تربيم Tb 65
تاليم Tl 81
توليم Tm 69
تيتانيم Ti 22
ايتريم Y 39
روي Zn 30
زيرکونيم Zr 40

منوکلينيک


Name Sym #
فسفر P 15
پلوتونيم Pu 94
پلونيم Po 84

اورتورومبيک


Name Sym #
برم Br 35
کلر Cl 17
گاليم Ga 31
يد I 53
نپتونيم Np 93
پروتاکتينيم Pa 91
گوگرد S 16
اورانيم U 92

رومبوهدرال


Name Sym #
آنتيموان Sb 51
آرسنيک As 33
بيسموت Bi 83
بور B 5
جيوه Hg 80
ساماريم Sm 62

تتراگونال


Name Sym #
اينديم In 49
قلع Sn 50
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 7:7  توسط هادی طاهری  | 

جدول تناوبي

جدول تناوبي

اخبار و رویدادها

کتابها و پایان نامه ها شخصیتها و محققین
 
  گروهها
1 2 3   4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
IA IIA IIIA IVA VA VIA VIIA VIIIA IB IIB IIIB IVB VB VIB VIIB VIII
IA IIA IIIB IVB VB VIB VIIB VIII IB IIB IIIA IVA VA VIA VIIA VIIIA
1 1
H
      2
He
2 3
Li
4
Be
      5
B
6
C
7
N
8
O
9
F
10
Ne
3 11
Na
12
Mg
13
Al
14
Si
15
P
16
S
17
Cl
18
Ar
4 19
K
20
Ca
21
Sc
  22
Ti
23
V
24
Cr
25
Mn
26
Fe
27
Co
28
Ni
29
Cu
30
Zn
31
Ga
32
Ge
33
As
34
Se
35
Br
36
Kr
5 37
Rb
38
Sr
39
Y
  40
Zr
41
Nb
42
Mo
43
Tc
44
Ru
45
Rh
46
Pd
47
Ag
48
Cd
49
In
50
Sn
51
Sb
52
Te
53
I
54
Xe
6 55
Cs
56
Ba
57
La
1 72
Hf
73
Ta
74
W
75
Re
76
Os
77
Ir
78
Pt
79
Au
80
Hg
81
Tl
82
Pb
83
Bi
84
Po
85
At
86
Rn
7 87
Fr
88
Ra
89
Ac
2 104
Rf
105
Db
106
Sg
107
Bh
108
Hs
109
Mt
110
Uun
111
Uuu
112
Uub
  114
Uuq
  116
Uuh
  118
Uuo
       
6   1
58
Ce
59
Pr
60
Nd
61
Pm
62
Sm
63
Eu
64
Gd
65
Tb
66
Dy
67
Ho
68
Er
69
Tm
70
Yb
71
Lu
7   2
90
Th
91
Pa
92
U
93
Np
94
Pu
95
Am
96
Cm
97
Bk
98
Cf
99
Es
100
Fm
101
Md
102
No
103
Lr
 

راهنما

مشخصات فيزيکي
مشخصات مربوط به فشار و دماي نرمال است

گازها

 Xx  جامدات  Xx

مايعات

 Xx عناصر مصنوعي  Xx

سريها

فلزات غير فلزات
عناصر قليايي عناصر قليايي خاکي
واسطه داخلي عناصر واسطه
فلزات شبه فلزات غير فلزات هالوژنها گازهاي نوبل
لانتانيدها
اکتنيدها

Transاکتينيدها

 

نمايش جدول بترتيب از :

»نظرات و پیشنهادات خود را بری ما ارسال کنید
فرهنگ لغات و اصطلاحات روش ساخت مواد نرم افزارها
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 7:0  توسط هادی طاهری  | 

جذب مولکولی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:53  توسط هادی طاهری  | 

ازمایشگاه شیمی یک

۱. با افزایش ارتفاع ,نقطه جوش مایع چه تغییری می کند علت تغییر را بنویسید.

۲. راههای از بین بردن سختیهای موقت و دائم را بنویسید.

۳. شناساگر مورد استفاده در آزمایش یدومتری چیست و چرا آن را ابتدای تیتراسیون اضافه نمی کنیم.

4. معادلات شیمیایی زیر را کامل بنویسید و با استفاده از قانون هس رابطه بین گرما های واکنش را بنویسید

                                                                                    H1       NaOH(S)+H2Oè   

                                                                                     H2      Hclè NaOH(S)+

                                                                                      H3          è   HCl NaOH(aq)+

۵. در آزمایش تعیین وزن اتمی منیزیم که بر اساس واکنش زیر برای  گرم نوار منیزیم انجام گرفت حجم گاز هیدروژن تولید شده در شرایط متعارفی  میلی لیتر به دست آمده است با انجام محاسبات لازم وزن اتمی منیزیم را به دست آورید. (ارتفاع ستون آب   باشد).

Mg+2HclèMgcl2+H2

د‌)     در تیتراسیون  میلی لیتر اسید اکسالیک برای رسیدن به نقطه پایان  پرمنگنات پتاسیم با غلظت  مولار مصرف شد.

الف) مولاریته اسید اکسالیک را به دست آورید.

ب) شناساگر این تیتراسیون را نام ببرید.

ج) علت استفاده از حرارت در این تیتراسیون را بنویسید.

د) طرف دوم معادله زیر را نوشته و موازنه کنید.  

  MnO4-+C2O4-è

استاد ملکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:58  توسط هادی طاهری  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:25  توسط هادی طاهری  | 

آيوپاك كجاست؟؟

آيوپاك كجاست؟؟
قبلا يه بار نوشته بودم كه قديما فكر مي كردم آيوپاك اسم يه دانشمند شيميه و بعدها فهميدم كه نه!!اسم انجمن بين المللي شيمي محض و كاربرديه.
اينم آدرسش:
www.iupac.org

به همين سادگي و به همين خوشمزگي!!! مي تونيد به سايت اين انجمن مراجعه كنيد.بريد كه شايد تونستيد جايزه آيوپاك رو براي شيميست هاي جوان بگيريد.(تو صفحه اول سايت توضيح داده شده)
موفق باشيد


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:22  توسط هادی طاهری  | 

خوش آمديد

خوش آمديد
 اين مجموع شامل يک دوره خلاصه و کلي از مباني و کليات علم شيمي است.
اين قسمت براي دسترسي سريع به مفاهيم و کليات شيمي در نظر گرفته شده و در سطح کارشناسي قرار ميگيرد.
براي دسترسي سريع به اطلاعات،اطلاعات بصورت شاخه اي طبقه بندي شده است ،کاربر در اين قسمت از قابليت جستجوي موضوعي برخوردار است و ميتواند کلمات کليدي خود را در قسمت مربوطه تايپ کند و به اطلاعات لازم دست پيدا کند.
در کل مجوعها به چار گرايش اصلي (شيمي آلي ، شيمي معدني، شيمي تجزيه و شيمي فيزيک)هرکدام از اين گرايشها خود به شاخه هاي کوچکتر تقسيم شده در گرايش تجزيه دو گرايش تجزيه دستي و دستگاهي بصورت مجزا برسي شده و در گرايش شيمي معدني سه طبقه بندي کلي به صورت شيمي معدني و شيمي کئورديناسيون 1و2 مشاهده مي شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:19  توسط هادی طاهری  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:17  توسط هادی طاهری  | 

شاخه های اصلی و زیر شاخه ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:15  توسط هادی طاهری  | 

شیمی الی

»آلکانها

 

نامگذاري آلکانها | ايزومرهاي کانفورماسيوني در آلکانها | دياگرام پتانسيل انرژي | کانفورمرها در اتان استخلاف شده | روشهاي تهيه آلکانها | واکنشهاي آلکانها | (SN2) واکنشهاي جانشيني | (SN1) واکنشهاي جانشيني | (SN1),(SN2) نقش حلال در | (SN1),(SN2) مقايسه واکنشهاي

»آلکينها

 

نامگذاري آلکين ها | روشهاي تهيه آلکين ها | واکنشهاي آلکين ها

»آلدهيدها و کتونها

 

 نامگذاري الدهيدها و کتونها | روشهاي تهيه آلدهيدها و کتونها | واکنشهاي آلدهيدها و کتونها

»اسيدهاي کربوکسيليک
 

نامگذاري اسيدها | روشهاي تهيه | قدرت اسيدي اسيدهاي کربوکسيليک | واکنشهاي اسيدهاي کربوکسيليک

»آمينها
 

نامگذاري امينها | ساختار آمينها | خصلت بازي آمينها | روشهاي تهيه آمينها | واکنشهاي آمينها | نمک دي آزونيوم | واکنشهاي نمک دي آزونيوم | نوآرائي بکمن

»واکنشهاي هماهنگ
 

واکنشهاي الکتروسيکلي | واکنشهاي حلقوي شدن | واکنشهاي نوآراي سيگماتروپي

»آلکنها

 

 نامگذاري آلکنها | پايداري آلکنها | روشهاي تهيه آلکنها | E2 واکنشهاي حذفي | E2رقيبي برايE1 cb مکانيسم | E1واکنشهاي حذفي | E1وE2 مقايسه بين | واکنشهاي آلکنها | دي انها | (افزايش به دي انها(1و2-1و4 | واکنش جانشيني روي هيدروژن

»الکلها و اترها

 

نامگذاري الکلها | روشهاي تهيه الکلها | واکنشهاي الکلها | اترها | روشهاي تهيه اترها | واکنشهاي اترها | اترهاي حلقوي(اپوکسيها)

»انولها وانولاتها

 

 تراکم آلدلي | تراکم آلدولي متقاطع | تراکم آلدولي درون مولکولي | تراکم کلايزن متقاطع | تراکم کلايزن | تراکم ديکمن | سنتز مالونيک استر | سنتز استو استيک استر | واکنش ويتيگ | واکنش مايکل | واکنش انولاسيون رابينسون | واکنشهاي ديگر از کربانيونها | الفا هالوژناسيون کتونها | آلکيلاسيون انولاتها | تشکيل و آلکيلاسيون انامينها | ترکيبات الفا دي کربونيل

»مشتقات عاملي اسيدها
 

نامگذاري مشتقات اسيدهاي الي | واکنشهاي جانشيني نوکلئوفيلي | اسيد کلريدها | انيدريدها | استرها | آميدها | نيتريلها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:13  توسط هادی طاهری  | 

نمونه سوالات امتحاني شيمي عمومي 2

1)هر یک از مفاهیم زیر را شرح دهید.

الف. خود پروتون کافتی   ب.ثابت حاصلضرب حلالیت   ج.کاتد   ه.اکسایش   و.عدد اکسایش   ز.فرایند احیا   ح.اسید باز ارنیوس   ی.اسید باز لوئیس

2)قدرت اسیدی یا بازی یک اسیدوباز به چه عواملی وابسته است.هرکدام را با ذکر مثال به اختصارشرح دهید.

3)عوامل موثر بر ثابت تعادل را شرح دهید و ارتباط این عوامل با ثابت تعادل را بیان نمائید.

4)سه حلال آمفی پروتیک را نام برده وتعادل خود یونشی ورابطه ثابت تعادل را برای انها بنویسید.

5)اسید ضعیف HXدرمحلول 0.15مولار به میزان1.2% یونیزه میشود. چند درصد HXدر محلول .03مولار یونیزه میشود.

6)الف.غلظت یون های کلر در محلول اشباع از Agclرا حساب کنید  ب.غلظت یون های کلررا درمحلول .001مولار از نیترات نقره برای عدم تشکیل رسوب حساب کنید.

Ksp=1.7 . 10 -10

7)ثابت یونش شناساگر H Lnبرابر 6.7 .10-9است. رنگ این شناساگر در محیط اسیدی زرد ودر محیط قلیایی قرمز است.هنگامی که نسبت فرم زرد رنگ به قرمز رنگ 20به 1 شود رنگ زرد مشاهده میشود وفرم قرمز هنگامی غالب خواهد شد که نسبت فرم قرمز به زرد 4به 1 شود گستره تغییر رنگ این شناساگر چقدر است

8)Emf پیل حاصل از نیم پیل Mg2+/Mg با غلظت 0.05 مولار Mg2+ونیم پیل Ni2+/Niبا غلظت 1.5مولار  Ni2+/را محاسبه کنید. معادله واکنش پیل را بنویسیدوشماتیک کلی پیل را رسم نموده(با استفاده از پل نمکی)وجهت جریان وحرکت الکترونها رادر مدار خارجی نشان داده وهمچنین اند وکاتدرا مشخص نمائید.

Ni: E0=-0.250           Mg : E0=-2.63

 

کمال علم معرفت خداوند است . ( دکتر یگانه فعال )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:39  توسط هادی طاهری  |