شیمی مولکولی

شیمی مولکولی

 

 

آيا تا به حال هوا را داخل سرنگي محبوس کرده‌ايد تا آن را تحت فشار قرار دهيد؟
چه اتفاقي مي‌افتد وقتي پيستون سرنگ را فشار مي‌دهيد؟
هوا چگونه متراکم مي‌شود؟ چگونه در يک فضاي کوچکتر جا مي‌گيرد؟
{ادامه مطلب} آيا تا به حال هوا را داخل سرنگي محبوس کرده‌ايد تا آن را تحت فشار قرار دهيد؟
چه اتفاقي مي‌افتد وقتي پيستون سرنگ را فشار مي‌دهيد؟
هوا چگونه متراکم مي‌شود؟ چگونه در يک فضاي کوچکتر جا مي‌گيرد؟
يک تکه اسفنج را مي‌توان در فضاي کوچکتري متراکم کرد. علت تراکم اسفنج اين است که در آن سوراخهاي ريزي وجود دارد، وقتي اسفنج را فشار مي‌دهيم هواي داخل اين سوراخها خارج مي‌شود و ماده جامد اسفنج به هم نزديکتر مي‌گردد. درست مثل زماني که يک تکه اسفنج خيس را فشار مي‌دهيد؛ آب از سوراخهاي اسفنج خارج و اسفنج متراکم مي‌شود. "بويل"، دانشمند انگليسي در سال 1662 ميلادي مقداري جيوه – که فلزي مايع است- را در يک لوله شيشه‌اي پنچ متري ريخت. اين لوله خميده به شکل حرف انگليسي
U و يک سمت آن مسدود بود. بويل مشاده کرد که با افزودن جيوه هواي به دام افتاده در سمتي که بسته است، متراکم مي‌شود و فضاي کمتري اشغال مي‌کند. بويل نتيجه گرفت که هوا بايد از ذرات بسيار کوچک، يعني اتمهاي ريز، تشکيل شده باشد. ميان اتم‌ها فضايي است که در آن هيچ چيز نيست. وقتي هوا متراکم مي‌شود، اتم‌ها به هم نزديکتر مي‌شوند. بويل همان سال‌ها در کتابي نوشت: "عنصرها را بايد با آزمايش کشف کرد. شيميدانها بايد بکوشند تا هر چيزي را به مواد ساده‌تر تجزيه کنند، آن ماده يک عنصر است." دانشمندان بر مبناي اين توصيه بويل، تا اواخر قرن هجدهم حدود 30 عنصر گوناگون کشف کردند و مواد مرکب زيادي را که از اين عناصر ساخته شده بود را بررسي کردند. بسياري از مواد مرکب بررسي شده تا آن زمان از مولکول‌هاي ساده ساخته شده بودند و هر کدام بيش از چند اتم نداشتند. کافي بود فهرستي از انواع گوناگون اتمها تهيه شده و گفته شود که در هر ماده مرکب از هر نوع اتم چند عدد وجود دارد. در سال 1824 ميلادي (1203 شمسي) "يوستون ليبينگ" و "فردريخ وهلر"، شيميدان آلماني درباره دوماده مرکب متفاوت تحقيق مي‌کردند. هريک از آنها براي ماده مرکب خود فرمولي بدست آورد و نشان داد که در آن چه عناصري و از هر عنصر چند اتم وجود دارد. وقتي آنها نتايج کار خود را اعلام کردند معلوم شد که هر دو ماده داراي فرمول يکساني هستند. با اينکه اين دو ماده با هم متفاوت بودند و از هر جهت خواص گوناگوني داشتند، مولکولهاي آنها از عناصر يکسان تشکيل شده و حتي عده اتمهاي هر عنصر در هر دو ماده يکسان بود. به اين ترتيب مشخص شد که تنها جمع کردنِ عده اتمهاي موجود در يک مولکول کافي نيست. و اين اتمها بايد آرايش ويژه‌‌‌اي داشته باشند. بنابراين، آرايش متفاوت سبب تفاوتِ مولکولها مي‌شود و خواص مواد با هم فرق خواهند داشت. با توجه به اينکه هم مولکولها و هم اتمها به قدري کوچک هستند که ديده نمي‌شوند، شيميدانان چگونه مي توانند نوع آرايش اتم‌ها را در مولکولها بيابند؟ نخستين گام را در اين راه، "ادوارد فرانکلندِ" انگليسي برداشت. او مولکول‌هاي آلي را با برخي از فلزات ترکيب کرد و دريافت که اتمِ يک نوع فلزِ، هميشه با تعداد مشخصي از مولکول‌هاي آلي ترکيب مي‌شود. او نتيجه گرفت که هر اتم توانايي و ظرفيت خاصي براي ترکيب با عناصر ديگر دارد. او اسم اين خصلت را "والانس" گذاشت. "والانس" کلمه‌اي لاتين به معناي "ظرفيت" يا "توانايي" است. براي مثال وقتي مي‌گوييم:"ظرفيت هيدروژن «يک» است"، يعني اتم هيدروژن تنها با يک اتم ديگر مي‌تواند ترکيب شود. ظرفيت اکسيژن «دو»، نيتروژن «سه» و کربن «چهار» است. اسکات کوپرِ اسکاتلندي، نيز در 1858 ميلادي نظريه "پيوندهاي شيميايي" را مطرح کرد. او معتقد بود که اتمها با "قلاب" يا "پيوند" به يکديگر متصل مي‌شوند و مولکولهاي مختلف را تشکيل مي‌دهند. طبق نظريه او، هر اتم به اندازه "ظرفيت" يا "والانس" خود مي‌تواند با اتمهاي ديگر پيوند بدهد. کوپر همچنين مدلی را برای نشان دادن ساختار مولکول ها پیشنهاد کرد.استفاده از روش کوپر براي نشان دادن ساختمان مولکول‌هاي کوچک و غير آلي، به راحتي مقدور بود، اما در مورد مولکول‌هاي بزرگتر و مواد مرکب آلي، مشکلاتي وجود داشت که گاه باعث گمراهي مي‌شد. از اينرو "ککوله" تلاش کرد تا مشکل ظرفيت را در موردِ مواد مرکب آلي برطرف کند. "فردريش آگوست ککوله" با توجه به اين مسأله که هر اتم کربن ظرفيت اتصال به چهار اتم ديگر را دارد، توانست مسايل مربوط به تعداد زيادي از مولکول‌ها -که ساختمان آنها تا آن زمان معمّا به نظر مي‌رسيد- را حل کند. امروزه نيز از همين مدل براي نشان دادن مولکولها و همچنين توضيح خواص آنها استفاده مي‌شود. ما شيمي‌دانان ها چگونه مي‌توانند بين ساختار مولکول و خواص آن ارتباط برقرار کنند؟ مواد مختلف بسته به اين‌که از چه عناصر تشکيل شده‌اند و داراي چه آرايشي هستند، خواص مختلفي دارند. براي مثال موادي که خاصيت اسيدي از خود نشان مي‌دهند در ساختار مولکولي خود اتم هيدروژني دارند که به اکسيژن متصل است و آن اتم اکسيژن هم با يک عنصر نافلز مانند گوگرد، فسفر و... پيوند دارد. حال اگر به جاي اتم نافلز، يک اتم فلز مانند سديم، کلسيم يا ... قرار گيرد، ترکيب به جاي "خصلت اسيدي"، "خاصيت قليايي" خواهد داشت. در داروها و مولکول‌هاي بزرگ، خواص ترکيب به عوامل متعددي بستگي دارد. در نانو فناوري که هدف ساختن مولکولي جديد با رفتاري خواص است، يک دانشمند شيمي مولکولي با استفاده از تخصص خود، آرايشي از اتم‌ها را پيشنهاد مي‌کند که خواصيت مورد نظر ما را داشته باشد. از سوي ديگر بايد بدانيم مولکولها صرفاً آنچه ما روي کاغذ رسم مي‌کنيم نيستند. مولکول‌ها داراي بعد هستند و فضا اشغال مي‌کنند. يک مولکول در فضا آرايشهاي مختلفي را مي‌تواند اختيار کند. درحال حاضر با استفاده از يک سري فنون خاص و به کمک کامپيوتر مي‌توان آرايش‌هاي مختلف را پيش‌بيني کرده و چگونگي قرار گرفتن اتمها را در کنار يکديگر را بررسي کرد. همچنين مي توان حدس زد که هر آرايش مولکولي چه خواصي را موجب مي‌شود. اين کار نيز به واسطه اطلاعاتي که يک دانشمند شيمي مولکولي از مطالعه ساختارهاي مختلف مولکولها بدست آورده است، امکان پذير مي‌باشد. شاخه‌اي از نانوفناوري که با بهره‌گيري از شيمي مولکولي و روشهاي محاسباتي فيزيکي و مکانيک کوانتومي، آرايشهاي متنوع مولکولها را بررسي مي‌کند را نانوفناوري محاسباتي مي‌نامند . 

 

برگشت به قبل

كاربرد پليمرهاي وينيل پيريدين

تابستان 1384 پليمر هاي وينيل پيريدين دسته مهمي از پليمرهايي هستند كه خواص جالبي را ناشـــي از حضور اتم نيتروژن در حلقه پيريدين خود ارائه مي دهند 0 اين اتمـهاي نيتروژن امكان واكنشهاي متفاوتي را با پليمرهاي وينيـل پيريدين به وجود مي آورند , مثلا"واكنش با اسيدها , كوانتيزه شدن و تشكيل كمپلكسهاي فلزي 0 اين هترواتــــم عهده دار مكانيسم پليمريزاسيون بي نظير آنهاست 0

مهمترين كاربرد پليمرهاي وينيل پيريدين نقش آنها به عنوان پلي الكتروليت , عامل پليمر كننده واستعمال الكتريكي آنهاست 0

معمولا" مونومرهاي وينيل پيريدين بوسيله دهيدروژناسيون ( هيـــدروژن زدايي) از الكيل پيريدين يا بوسيلــــــه هيدروژن زدايي از هيدروكسي آلكيل پيريدين توليد مي شوند 0

مونومرهاي وينيل پيريدين بوسيله دهيدروژناسيون ( هيروژن زدايي ) با نسبت مولــي 1بر3 اتيل پيريديـن به آب اكسيژنه درمحدوده دمايي 280 – 270 درجه سانتيگراد تهيه مي شوند 0همچنين 2 – وينيل – 5 – اتيل پيريدين , 2- وينيل پيريدين و 4 - وينيل پيريدين بوسيله تاثير فرمالدئيد و سولفوريك اسيد غليــــظ در دماي 260 درجــه سانتيگراد وفشار MPa 5 تهيه مي شوند 0 ممكن است وينيــــــل پيريــــدين ها بوسيله دهيدروژنــــــاسيون ( هيدروژن زدايي )از آلكيل پيريديــن ها با يك كاتاليزگــــر تركيب شده از3 O2Fe وKOH در دماي700 –540 درجه سانتيگراد تهيه شوند 0 ودر فشارهـــــــاي پايـيـن از كاتاليزگرهـــــايي شامل 80- 55درصد MgO , 30 – 10 درصد 3 O2Fe يا 3 O 2 Cr , 10 – 5 درصد CuO و5 درصد O 2 K استفاده مي شود 0

سميت 4 - وينيل پيريدين و 4 – B – هيدروكسيل – اتيل پيريدين تقريبا" 2 برابر بيشتر از 2- وينيل پيريدين و 2 - B – هيدروكسيل – اتيل پيريدين است 0 تمامي اين تركيبات اثـــر مخدر ومسكني برروي موشهاي صحـــــرايي وموشهاي ديگر بعداز استعمال ازطريق خوردن يا تنفس بر روي آنها داشتند 0 همچنين اين تركيبات باعث سوزش

و تحريك پوست و عضوهاي مخاطي مي شوند0

مونومر هاي 4 - وينيل پيريدين جزو تركيبات زهر آگين با سميت بالا دسته بندي شده است و تراز سلامت كار با آن حدود mg/m 5 / 0 در هوا است 0 2 - و 4 – B – هيدروكسيل – اتيل پيريدين تقريبا" سمـــــي است وتراز سلامت mg/m 10 در هوا دارد 0ساختار الكترونيكي مونومرهـــاي وينيل پيريدين شبيه استيرن است , بنابراين پليمريزاسيون راديكالي آن دو قابـــل مقايسه است 0 هر چند كه وجود يك هترواتم بر روي حلقه پيريديل, نتايج جالبي در طول مكانيسم پليمريزاسيون آنيوني يا كئوردينه دارد0

مونومرهاي وينيل پيريدين قدري نسبت به استيرن ( وينيل بنزن )واكنش پذيرترند 0 اين مشاهده با تاثير آفينيتـــه متيل مربوط به مونومرهايي با گرماي مولي پليمريزاسيـــون بزرگتر از مونومرهاي4 - وينيل پيريدين نشان داده شده است كه انرژي كمتر نسبت به مونومر استيرن نشان داده اند0

حضوراتم نيتروژن در حلقه پيريدين براي عدم شكل گيري استقراربالاي كربانيون پيريدين مي باشد , كه پايدارتر از آنيون استيريل است 0 به عنوان يك نتيجه , سرعت افزايش 2 - وينيل پيريدين به آنيون پلي استيرن بيشتر از افزايش به آنيون پلي (2 - وينيل پيريدين ) است 0

اولين پليمر فضا ويژه (2 – وينيل پيريدين ) با آغازگر هاي آلي فلزي مانند 2 ( 5 H 2 Mg ( C تهيه شد0

همبسپارهاي (كوپليمرهاي)دسته اي وپيوندي , حاصل ازمونومرهاي وينيل پيريدين بعنوان عامل امولسيون كننده ترموپلاستيكها وممبرانهامهم هستند 0پليمرهــاي دسته اي به سهولت بوسيلـــــه افزايش مداوم مونومرهــــا به آغازگرهاي آنيوني تهيه مي شوند 0در تهيه پليمر AB ( استيرن- b – 4 – وينيل پيريدين )يــــك واحــــدتنـها ازa – متيل استيرن به آغازگر H 9 Li n-C4 براي سهولت افزايش استيرن افزوده مي شود 0

يكي ازمهمترين كاربردپليمرهاي وينيل پيريدين اين است كه به عنوان پليمرپشتيبان در واكنش هاي كاتاليـــــزي باشد 0پليمريزاسيون 2و6 – فنولهاي دواستخلافي به وسيله كمپلكسي از پليمــرهاي وينيل پيريدين باCu و Mn انجام مي شود0

پليمرهاي وينيل پيريدين به عنوان تقويت كننده در واكنشهاي اكسايش – كاهش به كار مي روند 0كمپلكس پليمــر خطي ( 4 – وينيل پيريدين ) – بوران كه از پليمري شدن پيريدينيوم كلرايد و 4 NaBH تهيـه مي شوند , به عنوان عاملي براي تهيه CHO 5 H 6 C در بنزن در 70 درجه سانتيگراد موثر است 0

وجود يك اتم نيتروژن در حلقه پليمرهاي وينيل پيريدين باعث مي شود تا جذب سطحي فلزات انجام شود 0جذب انتخابي فلز به وسيله كمپلكس شدن يك فلز با پلي (4 – وينيل پيريدين ) توسعه مي يابد و سپــس پيوند عرضــي شكل مي گيرد 0پليمرهاي متخلخل وينيل پيريدين پيوندهاي عرضي با دي وينيل بنزن مي دهند و به عنــوان ماده تجمع كننده در كروماتوگرافي گازي به كار مي روند ومخصوصا" در جداسازي مخلوط آمينها استفاده مي شود 0 كوپليمر هاي وينيل پيريدين با استيرن و بوتا دي ان هابه عنوان سيم لاستيكي چسبنـــده بــراي تقويت فيبرهـــا در مخلوط لاستيك ها استفاده مي شوند 0

منبع مورد استفاده :

-----------------------

SECOND EDITION ENCYCLOPEDIA OF POLTYMER SIENCE AND ENGINEERING

VOLIUME 17 MARK .BIKALES . OVERBERGER .MENGES 1985 567 - 576